اینجا؛ جایِ کنجِ کوچکِ من

۱۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خدا» ثبت شده است

انگار نه انگار...


تنها کسی که تو این سختیا به دادمون میرسه فقط خودشه

دقت کردین با اینکه ماها خیلی بدیم اما خدا چقدر خوبه

اصلا انگار نه انگار...

شکرت


  • ۵ تایید
  • ۱۱ نظر
    • حسان
    • جمعه ۲۴ آذر ۹۶

    برای خدا جان

    نتیجه تصویری برای عکس+خدا

  • ۶ تایید
  • ۱۰ نظر
    • حسان
    • دوشنبه ۱ آبان ۹۶

    تنهای تنها

    چند سال پیش وقتی تازه اومده بودم تو اینترنت، توی یه وبلاگی یه جمله دیدم که انقدر به دلم نشست که هنوز یادم مونده؛ نوشته بود:

    هیچ تنهایی تنها نیست

    چون تنها تنهایی که هیچ تنهایی رو تنها نمزاره

    خداست...

    زیباست...نه؟!

  • ۹ تایید
  • ۱۶ نظر
    • حسان
    • يكشنبه ۵ شهریور ۹۶

    مکالمه دو جنین در شکم مادر

    اولی: تو به زندگی بعد زایمان اعتقاد داری؟
    دومی: آره حتما. یه جایی هست که می تونیم راه بریم شاید با دهن چیزی بخوریم

     اولی: امکان نداره.
    ما با جفت تعذیه می شیم. طنابشم انقد کوتاهه که به بیرون نمی رسه. اصلا اگه دنیای دیگه هم هست چرا کسی تاحالا از اونجا نیومده بهمون نشون بده.
    دومی: شاید مادرمونم ببینیم

     اولی: مگه تو به مامان اعتقاد داری؟ اگه هست پس چرا نمی بینیمش
    دومی: به نظرم مامان همه جا هست. دور تا دورمونه.

     اولی: من مامانو نمی بینم پس وجود نداره.
    دومی: اگه ساکت ساکت باشی صداشو می شنوی و اگه خوب دقت کنی حضورشو حس می کنی….


    پــ نــ:

    این مکالمه چقدر آشناس….!!!

  • ۷ تایید
  • ۱۰ نظر
    • حسان
    • چهارشنبه ۱۱ مرداد ۹۶

    راز عشق...

    نتیجه تصویری برای خدا

  • ۵ تایید
  • ۶ نظر
    • حسان
    • سه شنبه ۱۰ مرداد ۹۶

    درها...


    /شاید فردایی نباشد
  • ۲ تایید
  • ۴ نظر
    • حسان
    • جمعه ۱۹ خرداد ۹۶

    خدمت به سلطان

    یکی از وزرا، نزد ذوالنون مصری رفت و از او دعایی خواست.
    ذوالنون گفت وزیر را مسئله چیست؟
    گفت روز و شب در خدمت سلطان مشغولم.
    هر روز امید آن دارم که خیری از او به من رسد و در همان حال ترسانم که مبادا خشم گیرد و مرا عقوبت دهد.

    ذوالنون گریست.
    وزیر گفت شیخ را چه شد که از شنیدن این سخن، گریه آغازید؟
    ذوالنون گفت اگر من هم خدای عزوجل را چنان می پرستیدم که تو سلطان را، اکنون از شمار صدیقان بودم.

    یعنی خدا را باید چنان پرستید که همواره از او در خوف و رجا بود و این از بندگان ساخته نیست، زیرا برخی در خوف اند فقط و برخی بر امیدند فقط.


    /گلستان سعدی، صفحه 63

  • ۲ تایید
  • ۱ نظر
    • حسان
    • پنجشنبه ۱۸ خرداد ۹۶

    سه حرفی

  • ۲ تایید
  • ۱ نظر
    • حسان
    • يكشنبه ۱۴ خرداد ۹۶

    تو کنار من

    نتیجه تصویری برای خدا

  • ۱ تایید
  • ۲ نظر
    • حسان
    • جمعه ۲۵ فروردين ۹۶

    پروا...



    پــ نــ:
    این دیگه خیلی قشنگه!!


  • ۰ تایید
  • ۱ نظر
    • حسان
    • سه شنبه ۲۶ بهمن ۹۵

    می بیند




    پــ نــ:
    بعضی وقتا هم بهتر بود خدا نبینه...


  • ۰ تایید
  • ۰ نظر
    • حسان
    • جمعه ۲۲ بهمن ۹۵

    اعتماد به خدا



    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    گر نگه دار من آن است که من میدانم!
    شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد!

  • ۰ تایید
  • ۰ نظر
    • حسان
    • پنجشنبه ۱۴ بهمن ۹۵

    مراقب همیشگی...


  • ۰ تایید
  • ۰ نظر
    • حسان
    • دوشنبه ۱۱ بهمن ۹۵