کُنجی برای تراوشات ذهن این جانب...







مرا اسیر خویش کرد...

مرثیه ای از دید یک تیر... 
(برگرفته از کتاب علی، اصغر نبود)


  • ۷ تایید
  • ۶ نظر
    • حسان
    • دوشنبه ۲۶ شهریور ۹۷

    پیامک

    شب عید قربان دوستم بهم پیامک داد:


    بله دیگه خودتون موج نمک ایشون رو می بینید.
    بقیه پیام هاش دیگه قابلیت پخش نداره :/
    ولی جدا از این حرفا اگه از این دوستادارید که یه عالم دیگه داره خوش به حالتون.
    پــ نــ:
    عید قربان پساپس و عید غدیر پیشاپیش مبارک!
  • ۳ تایید
  • ۹ نظر
    • حسان
    • پنجشنبه ۱ شهریور ۹۷

    Nokia 216

    چند روز پیش جایی قرار داشتم. مکانش هم مکان خیلی امن بود البته، ولی نمیدونم چی شد که تا به خودم اومدم دیدم موبایلم(از این ساده ها بود) تو جیبم نیست.

    یادم بود موقع حرف زدن تو دستم بود و باهاش کار می کردم ولی اون موقع نبود! و هیچ چی هم یادم نمی اومد...هیچی

    خلاصه یه چند دقیقه ای تفحص میدانی داشتیم ولی خبری ازش نبود. چند ماه پیش که خریدمش 155هزار تومن بود که الآن 360هزار تومنه!!!

    بهش زنگ هم که میزدیم خاموش بود(من یادم نمیاد خاموشش کرده باشم)

    و به همین سادگی موبایل من گم یا شاید دزدیده شد.

    بعد از این ماجرا داشتم به این فکر می کردم اگه دزدیده شده باشه چه پیام بدی داره میده:

    چرا یک دزد باید یه گوشی که قیمتش 200تومن(از باب دسته دو بودنش) هست رو بدزده. یعنی انقدر مردم محتاجن...اونم توی اون مکانِ خاص و امن!

    دو روز بعدش رفتم سیمکارتم رو سوزوندم و یکی دیگه گرفتم و الان با موبایل لمسیم کار می کنم :/

    موبایل عالی ای بود سعی می کنم دوباره بخرمش.


    پــ نــ:

    البته خوبی این ماجرا این بود که سیمکارت که گرفتم 10تومن دادم دائمیش کردم و 20گیگ اینترنت هدیه گرفتم از ایرانسل.

    الان تقریبا 20 گیگ فیلم دارم
    :))

  • ۳ تایید
  • ۷ نظر
    • حسان
    • چهارشنبه ۳۱ مرداد ۹۷

    روبیکِ با اراده

    چند ماه پیشم یه روبیک خریدم و عزم خودم رو جزم کردم که شروع کنم به یاد گرفتن حرفه ایِ روبیک ولی از اونجایی که بنده معمولا عزم جزمم خوب کار نمی کنه بعد چند روز ولش کردم(البته روبیک داغونی هم بود)

    چند روز پیش دوباره رفتم و یه دونه خوبش رو خریدم(18 تومن /: ) و دوباره شروع کردم که یادگیری مطالب فراموش شده. برام جالب بود مرحله اولش رو هنوز بلد بودم انگار مثل دوچرخه سواری می مونه.

    امیدوارم اینبار تمومش کنم...اگه این اراده لامصب بزاره.

    راستی گفتم روبیک یاد این برنامه روبیکا افتادم. چرا انقدر امکانات داره ولی همش مفته؟؟ باتوجه به شناختی که از این مملکت دارم کاسه ای زیر نیم کاسه هست. البته یه چیزایی هم شنیدم ولی نمی گم چون سپاه و اطلاعات دستگیرم می کنن D:

    اگه حرفه ای روبیک حل کردن رو بلدید بگید چقدر طول می کشه خوب یاد بگیرم.


    پــ نــ:

    آیا می دونستید روبیک 2*2 سخت تر از 3*3 هست؟

  • ۶ تایید
  • ۷ نظر
    • حسان
    • شنبه ۲۷ مرداد ۹۷

    دزد مال مردم؟

    فضیل بن عیاض یک قافله را غارت کرد، مال التجاره خیلى سنگین بود. آفتاب که طلوع کرد گفت: وسایلتان و اثاث‌ها را باز کنید، اما دستان صاحب بارها را بسته بودند. در میان وسایل یک دستمالِ بسته بود، فضیل به نوچه اش گفت: دستمال را به من بده تا باز کنم. وقتى که دستمال را باز کرد دید روى یک کاغذ تمیز آیة الکرسى نوشته شده و زیر آن هم نوشته شده: خدایا! من به این کتاب تو اعتقاد دارم، من مى ترسم فضیل این کاروان را غارت کند، من این آیة الکرسى را در این دستمال مى گذارم و کاروان را در اختیار آیة الکرسى قرار مى دهم! فضیل وقتى نامه را خواند، به تمام نوچه هایش گفت: دست اینها را باز کنید و بارها را تحویل ایشان بدهید تا بروند. دیگران گفتند: چرا؟ گفت: ما دزد پول و مال مردم هستیم، دزد ایمان و اعتقاد مردم به قرآن و خدا نیستیم، این فرد با اعتقادِ به آیة الکرسى، آن را درون این بار گذاشت، ما اگر این وسایل را ببریم یک نفر را به قرآن بى ایمان کرده ایم.

    دزد

    /پایگاه عرفان


    پــ نــ:
    وای وای وای چقدر این حکایت رو دوست دارم خیلی حرف توشه خیلی...
  • ۲ تایید
  • ۷ نظر
    • حسان
    • سه شنبه ۲۳ مرداد ۹۷

    دیالوگ13؛ وست ورلد

    شلیک از پارک فراواقعی

    هیچوقت به ما اعتماد نکن.

    ما فقط انسانیم. بالاخره یکجا ناامبدت می کنیم.

    /west world


    پــ نــ:
    این سریال رو دنبال می کنید؟ اگه نمی کنید پیشنهادش می کنم فوق العاده بالاخره کار یه نولانه!
    یک بار دربارش یه پست می نویسم
  • ۲ تایید
  • ۸ نظر
    • حسان
    • جمعه ۱۹ مرداد ۹۷

    طرح؛ چراغ قرمز

    آه است خیابان به خیابان به لبم.

     از این همه بی تفاوتی در عجبم.

     تو مثل مسافری که دیرش شده است.

     من مثل چراغ قرمز نیمه شبم

    /میلاد عرفان پور



    پــ نــ: 
    پیشنهاد می کنم شعرهای میلاد عرفان پور رو دنبال کنید به نظرم یکی از بهترین شعرای زمان ماست.
  • ۱۰ تایید
  • ۳ نظر
    • حسان
    • چهارشنبه ۱۷ مرداد ۹۷

    ابر بارنده...

    ابر بارنده به دریا می گفت: من نبارم تو کجا دریایى؟

    در دلش خنده کنان دریا گفت: ابر بارنده تو خود از مایى...

    حمید مصدق


  • ۶ تایید
  • ۱۰ نظر
    • حسان
    • دوشنبه ۱۵ مرداد ۹۷

    خواب های حسن آقا؛ دزد

    حسن ماه پیش یکی دیگه از خواب هاش رو برام تعریف کرد:

    خواب دیدم حاکم شدم و برای گشت زدن از کاخ بیرون اومدم و به طرف بازار رفتم. همون جا دیدم یک دزد از مغازه ای دزدی کرد ولی سریع سربازهایی که همراه من بودن دستگیرش کردن. درحالی که داشتم به خودم و سربازهام مینازیدم از دور دیدم یک دیوان مرتب سر تکون می داد. دستور دادم بیارنش جلو و ازش پرسیدم: به نظرت مجازات دزدی چیه؟


    جواب داد: گر دزد سرقت رو شغل خود کرده باشه دستش باید قطع بشه.
    اما اگر بخاطر گرسنگی باشه باید دست حاکم رو قطع کرد.!!!


    پــ نــ:

    بهلول بوده؟

  • ۶ تایید
  • ۶ نظر
    • حسان
    • جمعه ۱۲ مرداد ۹۷